اتمام یک ترم دیگر در کیش

بالاخره ترم ششم آخر هفته کیش هم تموم شد و کار کردن پنجشنبه ها و جمعه های من وارد سال چهارمش شد! می تونین تصور کنین یه نفر مدت ۳ سال هر هفته جمعه ها سر کار باشه؟ به هر حال زندگیه و شرایط خاص خودش. مثل همیشه یک جو صمیمی توی کلاس داشتیم و برای اولین بار ترم رو توی ۱۹ جلسه تموم کردیم! مراسم اسکار ۲۰۰۸ رو هم با حدود یک سال تاخیر بعد از امتحان فاینال کلاس دیدم! امسال امیدوارم بتونم به آرزوی دیرینم برسم و مراسم رو زنده ببینم.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اوباما و بله ما می توانیم

دیروز بالاخره تکلیف ریاست جمهوری آمریکا که تا حدود ۸۰% از ماهها قبل معلوم بود، ۱۰۰% معلوم شد و باراک اوباما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا (به قول خودشون African-American) انتخاب شد. دیروز قسمتی از سخنرانیش رو بعد از انتخاب شدنش در ایالت زادگاهش شیکاگو از سی ان ان دیدم. خیلی جالب بود حرف زدنش و شعارش که می گفت Yes we can و واقعا به پشتوانه مردم هر دولتمردی می تونه بگه yes we can. یاد حرفای امام خمینی تو اول ورود به ایران افتادم که می گفت “من به پشتیبانی این ملت، دولت تعیین می کنم.” واقعا هنوز مردم ایران می تونن بگن YES WE CAN ؟

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آداب نوشیدن

تصمیم گرفتم چیزایی رو که می دونم و شاید برای بقیه هم جالب باشه اینجا بنویسم. می گن زکات علم پخش کردن اونه. اول از همه در مورد این رسم که وقتی می خوان مشروب بخورند، گیلاس هاشون رو به هم می زنن می خوام بگم. تو زمونای قدیم وقتی یه شاهی یا یه آدم بزرگی می خواسته رقیبش رو محترمانه از سر راه برداره به مهمونی دعوتش می کرده و توی مشروبش زهر می ریخته. بعدها برای اینکه نشون بدن که گیلاس مشروب عاری از زهره، صاحب مهمونی گیلاسش رو با مهمونا عوض می کرده. این  زدن گیلاس های مشروب به هم یادگار همون زمانه و به تدریج به جای عوض کردن گیلاس ها این رسم جایگزین شده. خوب این از مطلب امروز. باز هم از این جور مطالب جالب می گذارم اینجا.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وبلاگ نویسی فارسی بعد از ۶ سال

از زمانی که آخرین وبلاگ فارسیم رو می نوشتم ۶ سال می گذره. اون موقعا خیلیا هنوز با این ابزار دنیای مدرن آشنا نبودندو. اون موقع فقط پرشین بلاگ بود و فارسی زبون ها بعد از بلاگر با اومدن پرشین بلاگ کوچ کردن به اونجا و اوایل هم خیلی خوب بود. یادمه آخرین پستم مربوط به آخرین امتحان دانشگاه بود. یادش بخیر. تهران با همه خاطرات خوب و بدش. دیدم چند تا دوست وبلاگ نویس دارم که فارسی می نویسن. منم گفتم برای ارتباط بهتر فارسی هم بنویسم علاوه بر وبلاگ انگلیسیم. سعی می کنم همونطور که اسم وبلاگ روزنوشت هست، هر روز مطلب بنویسم

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin