<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>Comments for روزنوشت های من</title>
	<atom:link href="http://neveshteh.namanegar.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://neveshteh.namanegar.com</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 21:03:08 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
		<item>
		<title>Comment on کوهنوردی و دوستان جدید by امیر فهمیده</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1388/09/28/%da%a9%d9%88%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/#comment-181</link>
		<dc:creator>امیر فهمیده</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=168#comment-181</guid>
		<description>آره واقعا جمعه خوبی بود یعنی خیلی خوب بود، به من که حسابی خوش گذشت
البته دیگه رحمان جان باید ببخشه حسابی افتاد تو زحمت و یه نیمرو چرب مهمونمون کرد اونم تو اون هوای دلپذیر پاییزی
خلاصه نمی دونم که فرصت همچین برنامه ای پیش بیاد اما بی صبرانه منتظر گذاشتن یه برنامه دیگه هستم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آره واقعا جمعه خوبی بود یعنی خیلی خوب بود، به من که حسابی خوش گذشت<br />
البته دیگه رحمان جان باید ببخشه حسابی افتاد تو زحمت و یه نیمرو چرب مهمونمون کرد اونم تو اون هوای دلپذیر پاییزی<br />
خلاصه نمی دونم که فرصت همچین برنامه ای پیش بیاد اما بی صبرانه منتظر گذاشتن یه برنامه دیگه هستم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on اندر احوالات من by مصطفی فلاح</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1388/09/22/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/#comment-150</link>
		<dc:creator>مصطفی فلاح</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=162#comment-150</guid>
		<description>خوب من که خیلی خوشحال میشم که دوباره میخای بنویسی
این خیلی عالیه

بابت زحمات دیشب هم مرسی
شرمسار شدم کلی !!
Спасибо</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب من که خیلی خوشحال میشم که دوباره میخای بنویسی<br />
این خیلی عالیه</p>
<p>بابت زحمات دیشب هم مرسی<br />
شرمسار شدم کلی !!<br />
Спасибо</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on شادی دوستان by مصطفی فلاح</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1388/08/07/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comment-149</link>
		<dc:creator>مصطفی فلاح</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=160#comment-149</guid>
		<description>حتما عروسی مهرداد یک اتفاق مهم و اساسی بوده که بعد از 8 ماه یک پست دادی !!!
تو دوست مهربونی هستی و تقریبا همه به این نکته اشاره می کنند.

ایشالله همیشه سلامت باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حتما عروسی مهرداد یک اتفاق مهم و اساسی بوده که بعد از ۸ ماه یک پست دادی !!!<br />
تو دوست مهربونی هستی و تقریبا همه به این نکته اشاره می کنند.</p>
<p>ایشالله همیشه سلامت باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on گران فروش شهر ما by مرصاد</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/09/22/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%85%d8%a7/#comment-120</link>
		<dc:creator>مرصاد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=115#comment-120</guid>
		<description>سلام 
با اجازه مطلب گرانفروش شهر ما را در وبلاگ إخوان المنصفین قرار دادم 
آدرس:
http://merrsad.blogfa.com/post-82.aspx</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
با اجازه مطلب گرانفروش شهر ما را در وبلاگ إخوان المنصفین قرار دادم<br />
آدرس:<br />
<a href="http://merrsad.blogfa.com/post-82.aspx" rel="nofollow">http://merrsad.blogfa.com/post-82.aspx</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on در نومیدی بسی امید است by مادر</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/09/23/%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-64</link>
		<dc:creator>مادر</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=120#comment-64</guid>
		<description>امروز روزی بود که با خدا دعوام شد.روزی بود که از دل تنگی داشتم می مردم من یه مادر هستم یه نوزاد دو ماهه دارم.خدا می خواد اونو از من بگیره به خاک افتادم از کسایی که یه زمانی این متن خوندن عاجزانه می خوام منو دعا کنن.من به پسرم علاقه دارم می خوامش من بدنیا اوردمش . من تمام زجرای زایمان و نه ماه بارداری که واقعا تنها بودم کسی به دادم نرسید گشنگی و تشنگی رو تحمل کردم .شوهرم تنهام گذاشت.خدایا کمکم کن.
متنی که الان خوندم خیلی از لحاظ روحی تسکینم داد.ولی هنوز بقضی تو گلومه کهداره خفم می کنه هر قدر گریه می کنم فایده نداره.خدایا کمکم کن..................مادر تنها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امروز روزی بود که با خدا دعوام شد.روزی بود که از دل تنگی داشتم می مردم من یه مادر هستم یه نوزاد دو ماهه دارم.خدا می خواد اونو از من بگیره به خاک افتادم از کسایی که یه زمانی این متن خوندن عاجزانه می خوام منو دعا کنن.من به پسرم علاقه دارم می خوامش من بدنیا اوردمش . من تمام زجرای زایمان و نه ماه بارداری که واقعا تنها بودم کسی به دادم نرسید گشنگی و تشنگی رو تحمل کردم .شوهرم تنهام گذاشت.خدایا کمکم کن.<br />
متنی که الان خوندم خیلی از لحاظ روحی تسکینم داد.ولی هنوز بقضی تو گلومه کهداره خفم می کنه هر قدر گریه می کنم فایده نداره.خدایا کمکم کن&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;مادر تنها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on در نومیدی بسی امید است by هورامان</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/09/23/%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%88%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comment-63</link>
		<dc:creator>هورامان</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=120#comment-63</guid>
		<description>دوست عزیزمتن فوق العاده ای بود . دقیقاً خودم رو در اون شرایط دیدم و جوابم رو گرفتم . متشکرم 
و خدا رو شاکرم به خاطر وجود تو .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست عزیزمتن فوق العاده ای بود . دقیقاً خودم رو در اون شرایط دیدم و جوابم رو گرفتم . متشکرم<br />
و خدا رو شاکرم به خاطر وجود تو .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on تفریحات سالم by مصطفی فلاح</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/11/09/%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85/#comment-62</link>
		<dc:creator>مصطفی فلاح</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=147#comment-62</guid>
		<description>رحمان خیلی باحال بود ، مرسی واقعا مرسی
یادش بخیر ظهرهای تابستون که تا غروب فوتبال بازی می کردیم ، بعد هم دوچرخه هامون رو برمیداشتیم و میرفتیم مثلا گشت پلیس
فامیلها هم گاهی جمع میشدیم و هفت سنگ در حد 3 تیمه بازی می کردیم
حیف
روزهای خوبی بود
زود گذشت
و البته من روزهای جنگ رو هم اصلا فراموش نمی کنم وقتی که تلفن مثل یک نعمت خاص برای اشراف بود !!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رحمان خیلی باحال بود ، مرسی واقعا مرسی<br />
یادش بخیر ظهرهای تابستون که تا غروب فوتبال بازی می کردیم ، بعد هم دوچرخه هامون رو برمیداشتیم و میرفتیم مثلا گشت پلیس<br />
فامیلها هم گاهی جمع میشدیم و هفت سنگ در حد ۳ تیمه بازی می کردیم<br />
حیف<br />
روزهای خوبی بود<br />
زود گذشت<br />
و البته من روزهای جنگ رو هم اصلا فراموش نمی کنم وقتی که تلفن مثل یک نعمت خاص برای اشراف بود !!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on تفریحات سالم by Hamid</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/11/09/%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85/#comment-61</link>
		<dc:creator>Hamid</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=147#comment-61</guid>
		<description>خیلی جالب و شبیه دوران بچگی من بود. 
فوتبال دسته جمعی، آتاری، کمودور، سگا و ..
یادش بخیر. مرسی پست نوستالژیک جالبی بود/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی جالب و شبیه دوران بچگی من بود.<br />
فوتبال دسته جمعی، آتاری، کمودور، سگا و ..<br />
یادش بخیر. مرسی پست نوستالژیک جالبی بود/</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on تفریحات سالم by مهدی فدوی</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/11/09/%d8%aa%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85/#comment-60</link>
		<dc:creator>مهدی فدوی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=147#comment-60</guid>
		<description>پست جالبی بود رحمان جان، من رو برد به دوران بچگی
یادش بخیر فوتبال، به قول مشهدی ها توشله بازی، کارت بازی، آتاری، کومودور 64 و بازی های دسته جمعه دیگه مثل هفت سنگ و ...
اون زمانها بیشتر بازی ها تحرک بدنی می خواست ولی بچه های این دوره زمونه به چند دلیل نمی تونن یا نمی خوان از اون بازی ها بکنن
شاید اولین دلیلش این باشه که دیگه زندگی ها آپارتمان نشینی شده و کوچه خیابون ها هم خیلی شولغ شده و از اون حیاط و کوچه های خلوت خبری نیست
مشغله کاری بزرگتر هم زیاد شده و زیاد برای بچه ها وقت نمی ذارن یا دیگه مثل قدیم ها زیاد دور هم جمع نمی شن و بچه های فامیل هم کمتر همدیگه رو می بین
و هزاران دلیل دیگه
ولی صفاو صمیمت قدیم یه چیز دیگه بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پست جالبی بود رحمان جان، من رو برد به دوران بچگی<br />
یادش بخیر فوتبال، به قول مشهدی ها توشله بازی، کارت بازی، آتاری، کومودور ۶۴ و بازی های دسته جمعه دیگه مثل هفت سنگ و &#8230;<br />
اون زمانها بیشتر بازی ها تحرک بدنی می خواست ولی بچه های این دوره زمونه به چند دلیل نمی تونن یا نمی خوان از اون بازی ها بکنن<br />
شاید اولین دلیلش این باشه که دیگه زندگی ها آپارتمان نشینی شده و کوچه خیابون ها هم خیلی شولغ شده و از اون حیاط و کوچه های خلوت خبری نیست<br />
مشغله کاری بزرگتر هم زیاد شده و زیاد برای بچه ها وقت نمی ذارن یا دیگه مثل قدیم ها زیاد دور هم جمع نمی شن و بچه های فامیل هم کمتر همدیگه رو می بین<br />
و هزاران دلیل دیگه<br />
ولی صفاو صمیمت قدیم یه چیز دیگه بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comment on روح لطیف انسانی یا خوی شنیع حیوانی by مصطفی فلاح</title>
		<link>http://neveshteh.namanegar.com/1387/10/09/%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d9%84%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%db%8c%d8%b9-%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/#comment-59</link>
		<dc:creator>مصطفی فلاح</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://neveshteh.namanegar.com/?p=141#comment-59</guid>
		<description>سلام
مطلب جالبی بود
باید حضوری با هم ببینیم
من یه سری سوال دارم :D</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مطلب جالبی بود<br />
باید حضوری با هم ببینیم<br />
من یه سری سوال دارم <img src='http://neveshteh.namanegar.com/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
