site map

بالاخره تونستم از ابزارهای وب مستریه گوگل استفاده کنم!

فیلترینگ هوشمند ما

دیروز داشتم وبلاگ حمید رو می دیدم. دیدم راجع به شق القمر مطلب نوشته. یه نظر داده بودم. می خواستم نظرم رو مستند کنم. گفتم توی گوگل یه جستجو کنم ببینم چی پیدا می شه واسه شق القمر. با تعجب دیدم که فیلترینگ هوشمند مملکت به خاطر واژه بی ادبی “شق” کلا نتیجه جستجو رو نشون نمی ده!

این مساله برای دوست بسیار عزیزم آرش عاشوری نیا و سایت www.kosoof.com هم چند وقت پیش اتفاق افتاد. هنوز که هنوزه هم این سایت فیلتره. خوشبختانه همون موقعی که www.kosoof.com رو ثبت کرده www.khosoof.com رو هم ثبت کرده بوده و الان همه لینک هاش رو update کرده به سایت جدید. بماند که چه قدر page rank که سال ها برای به دست آوردنش تلاش شده بوده از بین رفته.

واقعا باید به مسوولین دیتای کشور دست مریزاد گفت.

قیامت در دنیا

مدتی بود می خواستم این رو بنویسم ولی فرصت نمی شد. باز هم می خوام راجع به The moment of truth یا یه زبان شیرین فارسی لحظه حقیقت بنویسم.

به نظر من این مسابقه تجسم خیلی کوچیک از قیامت و آنچه اونجا اتفاق می افته است.  تو این مسابقه اسرار آدما فاش می شه مثل روز قیامت به قول قرآن که می گه “یوم تبلی السرائر” یعنی روزی که اسرار بر ملا می شند. تو این مسابقه دستگاه دروغ سنج، راست و دروغ ادعای آدما رو مشخص می کنه و توی روز قیامت دست و پا و تمام اعضا شهادت می دند که طرف راست می گه یا دروغ می گه. تصور کنین که یه روز بخواین تو این مسابقه شرکت کنین. ببینین که چه کارایی کردین که روتون نمی شه کسی بفهمه. فکر کنید که این امکان به شما داده بشه که توی این مسابقه از یه تاریخی که شما می گید به بعد، سوالا پرسیده بشه و فکر کنید که اون تاریخ می تونه همین امروز باشه و از امروز به بعد هر لحظه ممکنه از شما بخوان که تو این مسابقه شرکت کنین. حالا با همه این تصورات باز هم کارایی می کنید که روتون نشه بقیه بفهمند یا مثل Ray Hernandez اون مرد چاق مهربون و دوست داشتنی قسمت چهارم با شهامت می گید که تو ۳۰ سال زندگی مشترک یک لحظه هم با یک زن دیگه غیر از همسرتون حرفای خارج از عرف و شوخی و خنده های دور از شان نزدید و نکردید؟

آره قیامت رو می شه تو همین دنیای خودمون دید. صمیمانه منتظر نظرات دوستان خوبم هستم.

تست تمرکز

امروز به یک لینک جالب برخورد کردم. یک تست تمرکز. پیشنهاد می کنم همه این تست رو انجام بدن. خیلی جالبه. البته سعی کنین موس خوبی داشته باشین.

The moment of truth

حمید عزیز توی بلاگش در مورد مسابقه The moment of truth نوشته. این مسابقه رو اتفاقی از یکی از همکارای موسسه کیش گرفتم و اینقدر جالب بود که اول از youtube و بعد از طریق torrent های مختلف تا الان ۷ قسمتش رو با کمک حمید دانلود کردیم. دیدم فکر خوبیه که زیرنویس دارش کنم. شروع به گوش دادن و نوشتن زیرنویس کردم و حمید هم به صورت همزمان داره تبدیلش می کنه به زبان فارسی تا کسایی هم که زیاد زبانشون خوب نیست بتونن از اون استفاده کنند. کار بسیار وقت گیریه و تا الان که فقط ۶ دقیقه از قسمت اولش رو زیرنویس دار کردم بیشتر از یک ساعت وقتم رو گرفته. امیدوارم بتونم همه قسمت هاش رو با کمک حمید زیرنویس دار کنم.

آیا واقعا به خودتون می بینین که تو این مسابقه شرکت کنین؟

اصطلاحات مشهدی ۱

امروز توی وبگردی به این لینک برخوردم. اصطلاحات مشهدی رو جمع آوری کرده. خوندنش خالی از لطف نیست. و اما یه خاطره در همین زمینه. سال اول دانشگاه بودم و چند ماهی از ورودم به تهران می گذشت. علاقه شدیدی به استفاده از ضرب المثل خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو داشتم و به تدریج لهجه تهرانی پیدا می کردم. جوری که اگه کسی منو نمی شناخت فکر می کرد تهرانیم. یه روز سر کلاس فیزیک ۱ نشسته بودیم و استاد یه سری تمرین برا جلسه بعد داد. من آخر کلاس با لهجه تهرانی به نفر بغل دستیم که یکی از بچه های تهران بود و از ما یه سال بالاتر بود گفتم : “اینا رو باید برا جلسه بعد یاد داشته باشیم؟” اولین حرفی که بعد از این سوال من زد این بود: “بچه مشهدی؟” من که اصلا انتظار این جواب رو نداشتم گفتم آره چطور مگه؟ گفت تهرانیا نمی گن یاد داشته باشی! از اونجا بود که این اصطلاح شیرین مشهدی در قاموس من به فراموشی سپرده شد و هنوز که هنوزه بعد از ۱۰ سال توی شهر خودمون هم این اصطلاح رو استفاده نمی کنم! یه جورایی زبونم نمی چرخه !

اتمام یک ترم دیگر در کیش

بالاخره ترم ششم آخر هفته کیش هم تموم شد و کار کردن پنجشنبه ها و جمعه های من وارد سال چهارمش شد! می تونین تصور کنین یه نفر مدت ۳ سال هر هفته جمعه ها سر کار باشه؟ به هر حال زندگیه و شرایط خاص خودش. مثل همیشه یک جو صمیمی توی کلاس داشتیم و برای اولین بار ترم رو توی ۱۹ جلسه تموم کردیم! مراسم اسکار ۲۰۰۸ رو هم با حدود یک سال تاخیر بعد از امتحان فاینال کلاس دیدم! امسال امیدوارم بتونم به آرزوی دیرینم برسم و مراسم رو زنده ببینم.

وبلاگ نویسی فارسی بعد از ۶ سال

از زمانی که آخرین وبلاگ فارسیم رو می نوشتم ۶ سال می گذره. اون موقعا خیلیا هنوز با این ابزار دنیای مدرن آشنا نبودندو. اون موقع فقط پرشین بلاگ بود و فارسی زبون ها بعد از بلاگر با اومدن پرشین بلاگ کوچ کردن به اونجا و اوایل هم خیلی خوب بود. یادمه آخرین پستم مربوط به آخرین امتحان دانشگاه بود. یادش بخیر. تهران با همه خاطرات خوب و بدش. دیدم چند تا دوست وبلاگ نویس دارم که فارسی می نویسن. منم گفتم برای ارتباط بهتر فارسی هم بنویسم علاوه بر وبلاگ انگلیسیم. سعی می کنم همونطور که اسم وبلاگ روزنوشت هست، هر روز مطلب بنویسم