اول از همه سال جدید ۱۳۸۸ رو با تاخیر زیاد تبریک می گم. مدتی بود که مطلب ننوشته بودم به چند دلیل. یکی اینکه این دومین من منقضی شده بود و تا تمدید مجدد شد طول کشید. دوم اینکه خیلی سرم شلوغ بود و اصلا نمی رسیدم.
و اما وقایع اخیر. هفته آخر سال به همراه همسر مهربان به یک سفر یک هفته ای رفتیم. صبح روز جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ از مشهد حرکت کردیم و ساعت ۱۱ شب به بابلسر رسیدیم. شب رو در بابلسر موندیم و ظهر روز بعد به سمت رامسر راه افتادیم. در رامسر یک خونه خیلی خوب با قیمت مناسب پیدا کردیم و ۲ شب رو اونجا موندیم و در روزهایی که رامسر بودیم جواهرده و ۲۰۰۰ رو دیدیم. بعد از ۲ روز حرکت کردیم به سمت آستارا و در جاده های بد انزلی به آستارا در باران شدید رانندگی کردیم تا حدود ساعت ۱۰ به آستارا رسیدیم. آستارا هم یک شب موندیم و صبح به بازارچه ساحلی رفتیم که چیز خوبی برای خرید نداشت. عصر هم حرکت کردیم به سمت بندر انزلی. در بندر انزلی هم یک ب موندیم و صبح به تماشای مرداب زیبای انزلی رفتیم. عصر اون روز به سمت ماسوله حرکت کردیم و ماسوله رو هم دیدیم. از ماسوله به سمت فومن و از فومن به سمت قزوین راه افتادیم. در راه از شهرهای رودبار و منجیل هم گذشتیم. شب حدود ساعت ۱۱ به قزوین رسیدیم و شام خوردیم. چند ساعتی در ماشین در حاشیه یکی از پارک ها استراحت کردیم و ساعت ۴ صبح به سمت تهران حرکت کردیم. قسمت زیادی از مسیر قزوین-تهران رو همسر مهربان رانندگی کرد. از تهران هم به سمت مشهد راه افتادیم. ناهار رو در شاهرود خوردیم. ۵/۵ ساعت در صف بنزین در میامی معطل شدیم و صبح روز بعد ساعت ۹ به منزل بازگشتیم.
این هم یک سفرنامه خیلی خیلی خلاصه و مختصر و اما جدیدترین خبر اینه که یک هلیکوپتر مدل خریدم و مشغول یادگیری پروازش هستم. کار خیلی سختی هست. دیشب هم در منزل مادرخانم یکی از چرخهاش شکست که چسبوندمش. فکر کنم یک هفته ای حداقل طول بکشه که بتونم درست و حسابی بلندش کنم.
این هم عکس هلیکوپترم
