حمید عزیز یک پست گذاشته در مورد شانس و حکمت. قول دادم بهش که براش کامنت بگذارم ولی قبلش لازم دونستم یه چیزایی بنویسم. چند روزیه که من و فاطمه (همسر مهربونم) همش داریم بد میاریم. قضیه از خراب شدن هارد کامپیوتر خواهراش شروع شد، با یه تصادف کوچیک ادامه پیدا کرد، بعدش خطر از لپ تاپ من گذشت و نیافتاد زمین، بعدش موبایلم پرت شد زمین و در نهایت دیشب ماشینمون روبروی پمپ گاز طرقبه یه دفعه خاموش کرد و برق داخل اتاق ماشین کاملا قطع شد و فقط چراغ های بزرگ ماشین روشن می شد. من به عنوان یک مهندس مکانیک تاحالا همچین چیزی ندیده بودم! این قضایا تا حالا کلی خسارت مالی به ما وارد کرده. با فاطمه می گفتیم که چرا ما این جوری بد میاریم. ممکنه به نظر بعضی از خواننده های بلاگ حرف بی معنی باشه ولی فکر می کنم خدا چون دوستمون داره و هنوز ما رو از یاد نبرده می خواد بهمون بگه که بیشتر به یادش باشیم و تو خوندن نمازمون تنبلی نکنیم. من که از دیشب تصمیم گرفتم دیگه تنبلی رو کنار بگذارم و به موقع با پروردگارم صحبت کنم.

۴ یادداشت
انشاالله که هیچوقت هیچ خطری جونتون و تهدید نکنه،پول که چرک کف دسته.راستی صدقه رو فراموش نکنید.اسپند هم دود کنید. بلا دوره ایشالا مادر(مثه مامان بزرگا)
راستش خیلی ناراحت شدم رحمان جان
ایشالله هیچ وقت دیگه اینجوری نشه
صدقه رو فراموش نکن
ظاهرا این جور چیزا خیلی مهمه ….
حسب تجارب و شنیدن گفتار مستدل از یک دوست فکر میکنم اگر پشت پرده بروز این جور چیزها رو یک کم بدانیم اصلاً شیفته نزول بلا و گرفتاری خواهیم شد. من که ناراحت نشدم و برعکس خوشحال شدم که خدا شما را دوست دارد و البته دادن صدقه هم فرمایش به جایی است. کلیات ایمنی رو به جا بیاورید ولی از نزول مشکلات و رسیدن بلا هم خوشحال باشید.