اصطلاحات مشهدی ۲

این مطلب رو در جواب یک پست تو وبلاگ مهدی نوشتم اول. گفتم خوبه که تو بلاگ خودم هم بنویسم. تهران بودم و سال دوم یا سوم دانشگاه بود. یه بار هوس کردم از شیرینی فروشی نزدیک خوابگاه شیرینی بگیرم. هیچ مناسبت خاصی هم نبود و فقط یک هوس شکموانه در سنین جوانی. رفتم تو مغازه آقای شیرینی فروش و گفتم آقا یک کیلو نارنجک بدین. طرف جوری که انگار برق گرفته بودش یه نگاه تروریست وار به من کرد و گفت چی بدم؟ گفتم نارنجک دیگه. باز یارو با چشم های چهار تا شدش به من نگاه کرد. من که فهمیدم تو تهران به این نوع شیرینی نمی گن نارنجک، ویترینش رو نشون دادم و گفتم شما به اینا چی می گین؟ اونم گفت می گیم نون خامه ای. گفتم خیلی خوب یک کیلو از همینا بده! با جعبه شیرینی رفتم خوابگاه و قضیه رو تعریف کردم. یکی از دوستای خوبم به نام ایمان اسماعیل پور گفت که آره دیگه مگه نمی دونستی! تازه یه سری چیزای دیگه هم گفت که باعث شد در صحبت کردنم بیشتر دقت کنم تا معلوم نشه تهرانی نیستم!

    ۳ یادداشت

  •   مهدی فدوی می گوید...

    من هم یه بار شمال بودم خواستم برم تخم مرغ بگیرم با دوستم شام درست کنیم، رفتم سر کوچه گفتم نیم کیلو تخم مرغ بده گفت بچه مشهدی!!!
    گفتم ازز کجا فهمیدی گفت همه جا تخم مرغ دونه ایه به جز مشهد
    بعد چند دونه تخم مرغ داد
    حالا نمی دونم راست می گفت یا سرم رو کلاه گذاشت

  •   admin می گوید...

    آره مهدی جون. راست گفته بهت. سرت هم یه کم کلاه رفته! تو تهران یا دونه ای می دن یا شونه ای. کیلو ظاهرا فقط ماله ولایته

  •   Hamid می گوید...

    عید نوروز که با دوستان به اصفهان و شیراز رفته بودیم یکی از دوستان که شیرازی بود یک مقدار خوراکی خرید. یکی از عزیزان هم ولایتی به محضی که خوراکی ها رو دید گفت اووه چه همه؟! این کلمه چه همه تعجب دوست شیرازی را بر انگیخت و گفت چه همه چیه دیگه؟ دوست ما فهمید که این اصطلاح هم مشهدی از کار در اومد.
    البته خودمونیم ها “چه همه” اصلا معتی و مفهوم نداره!

یادداشت بگذارید









توجه: نظارت بر یادداشت ها فعال است و به همین دلیل ممکن است یادداشت شما با تاخیر نمایش داده شود. نیازی به ارسال مجدد یادداشت نیست.